العلامة المجلسي
56
حياة القلوب ( فارسي )
فصل چهارم در بيان قصهء أصحاب فيل است بدان كه از جملهء معجزات متواترهء نور حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه در زمان عبد المطّلب ظاهر شد قصهء أصحاب فيل بود ، چنانكه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون أبرهة بن الصباح ( پادشاه حبشه ) قصد كرد خانهء كعبه را خراب كند وبه حوالي مكهء معظمه رسيدند بر أموال أهل مكة غارت آوردند واز آن جمله شتران عبد المطّلب را به غارت بردند ، پس عبد المطّلب به نزد شاه رفت ورخصت طلبيده داخل شد ، أبرهة بر تختى نشسته بود در قبهء ديبائى كه براي أو نصب كرده بودند وسلام كرد بر أو ، أبرهة ردّ سلام كرد وچون نظرش بر عبد المطّلب افتاد از حسن وبها ونور وضيا ومهابت ووقار أو حيران مانده سؤال كرد : آيا در پدران تو نيز اين نور وجمال كه در تو مشاهده مىنمايم بوده است ؟ عبد المطّلب فرمود : بلى اى ملك ، همهء پدران من صاحب نور وحسن وضيا وعفّت وحيا بودهاند . أبرهة گفت : شما فائق گرديدهايد بر همهء خلق به سبب فخر وشرف ، وسزاوار است تو را كه سيد وبزرگ قوم خود باشى . پس آن حضرت را بر روى تخت خود نشانيد ، وأو را فيل سفيدى بود بسيار بزرگ كه دو نيش آن را به أنواع جواهر مرصّع كرده بود كه أبرهة به آن فيل بر سلاطين ديگر مباهات مىكرد ، امر كرد آن فيل را حاضر كنند ، پس آن فيل را به أنواع زينتها وحلى آراسته حاضر كردند ، چون برابر عبد المطّلب رسيد آن حضرت را